۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه

خدایا مطربان را انگبین ده

خدایا مطربان را انگبین ده 
برای ضرب دست آهنین ده
چو دست و پای وقف عشق کردند 
تو همشان دست و پای راستین ده
چو پر کردند گوش ما ز پیغام 
توشان صد چشم بخت شاه بین ده
کبوتروار نالانند در عشق 
توشان از لطف خود برج حصین ده
ز مدح و آفرینت هوش‌ها را 
چو خوش کردند همشان آفرین ده
جگرها را ز نغمه آب دادند 
ز کوثرشان تو هم ماء معین ده
خمش کردم کریما حاجتت نیست 
که گویندت چنان بخش و چنین ده

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر