
رضا بایگان
اسم از کسی نمی خوام ببرم ولی مگه میشه. یک سری موجودات وحشتناک از صبح تا شب به عنوان مخالفین جمهوری اسلامی جلوی ادم رژه میرن و پیش خودم میگم نکنه اخوندا بروند و اینها بیان جاشوون رو بگیرند و سه دهه دیگه هم شاهد کفلمه کردن ارث شغال توسط کفتار باشیم . نشسته ام جلوی این کامپیوتر لامسسب و هم از دست اون رژیم منحوس و هم از دست بعضی از این به اصطلاح مخالفین مشغول حرص خوردنم. ایا این جبر جغرافیایی جهان سومی هاست که که هیچوقت از هیچ سوی شب منفورشون نتوانند نقبی بسوی نور بزنند و تا ابد باید از باتلاقی به گندابی و از گندابی به مردابی پرتاب بشوند؟
من انقدر هم از خودم متشکر نیستم که فکر کنم فقط این من هستم که طبعی حساس دارم واز ابتذال چندشم میشه. حتما خیلی های دیگه هم میبینند و دندون رو جگر میگذارنند. مثلا همین دیروز بود این فیلمی که نشانی اشرو ذیلا ضمیمه می کنم رو نگاه می کردم. از اطوار درپیتی طرف که به دردتئاترهای ته شهر میخوره حالم داشت بهم میخورد . اگه این اقای عضو اپوزیسیون حرف حسابی هم داشته باشه در میون اداهای جیمزباندی و غیر صادقانه اش گم میشه. شاید بگویید در شرایط کنونی که دشمن بزرگمون جمهوری اسلامیه باید اتحاد رو حفظ کرد و دندون رو جگر گذاشت. و شاید این بستگی داشته باشه به اینکه ایا دشمن دشمن خود را دوست خود میدانیم و یا اینکه بر ان هستیم تا با جهالت وابتذال در هر شکل ونوعش که باشد مبارزه کنیم. به عنوان یک معلم باید بگویم که من شق دوم را وظیفه خود میدانم.
http://www.youtube.com/watch?v=ual2JDg5lro


