۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

رهبری


رضا بایگان

از این حرفهای ایز گم کن در مورد اینکه ما رهبر لازم نداریم و هر کس برای خودش رهبره و اینطور ژست های باسمه ای که بگذریم می بینیم که این جنبش باصطلاح سبز به جایی نرسیده برای اینکه یتیم و بی رهبره. ماشاالله اونهایی که ادعای سردمداری دارند تعدادشون تا دلت بخواد زیاده ولی هیچکدوم سرمایه اندیشه ای و اخلاقی لازمرو برای اینکه مردم روشون حساب باز کنند ندارند.

ما رهبران واقعی که حرفی برای گفتن داشته باشند و بتوانند دردها و همینطور ارزوهای فرهنگی و مطالبات سیاسی مردمرو در گفتمانشون متبلور کنند نداریم. رهبر واقعی بودن یعنی دلاوری در کلام و رفتار. یعنی از جان و هستی مایه گذاشتن و خطر کردن. با کنار گود نشستن و مقالات و بیانیه های توبره پر کن در باب حقوق بشر نوشتن و اداهای روشنفکری در اوردن ادم رهبر نمیشه. ایران تونس نیست که در ظرف یکهفته بساط رژیمرو بدون رهبر شناخته شده ای برچینه. برای رویارویی با جمهوری اسلامی باید یک گزینه برتر ملی و فرهنگی ارایه کرد. باید پلی میان گذشته و اینده ساخت و این اطمینان رو در میان ایرانیان بوجود اورد که عبور از این پل نه تنها هویت ملی اشون رو به مخاطره نخواهد انداخت بلکه بهترین پایندان اعتلای ان خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر