زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود - حافظ

رضا بایگان
داریوش همایون مرد. با اینکه سنی ازش گذشته بود باور کردن مرگش اسون نبود. یک قدرت استدلالی داشت که ادم فکر میکرد مرگرو هم مجاب خواهد کرد و بهش خواهد فهماند که الان وقت این حرفها نیست و کارهای در دست اجرا بسیاره. انسانی دوست داشتنی بود. در این قحتستان عقل وصمیمیت ادمی بود که به اخلاق پایبند بود و در انچه مینوشت ومیگفت انسجام و استحکام وجود داشت. چه تحلیل هاشو قبول میکردی یا نمیکردی صحبت با او یا خواندن نوشته هاش این احساسرو در ادم به وجود میاورد که همایون فردیست استثنایی با بینشی ژرف و روحی تسخیر ناپذیر .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر